تبليغاتX
شکست سکوت

   صفحه نخست   آرشيو وبلاگ    ارتباط با من  








پارادوکس حقوق بشر آمریکایی  

با نگاهی به آموزه‌های قرآنی این رهیافت حاصل می‌شود که خداوند دلیل برتری انسان بر دیگر موجودات و کائنات را کرامت بخشیدن به انسان (وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي‌آدَمَ... فَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً و... ) بیان می‌کند. از سوی دیگر با بررسی دلایل شکل‌گیری مکاتب سیاسی در فرهنگ غرب می‌توان به این نتیجه دست یافت که بسیاری از مکاتب شکل گرفته به ظاهر با مانیفست حفظ کرامت انسانی تئوری‌پردازی شده است که می‌توان در این راستا از شکل‌گیری تقابل لیبرالیسم با فئودالیسم، دموکراسی با دیکتاتوری یا توتالیتاریسم و... که در پی این تفکر در معادلات سیاسی جهان عرضه شد، اشاره کرد. اما با دقت در 2 رویکرد غربی و اسلامی، مشاهده می‌‌شود که کرامت انسانی در هر 2دیدگاه ماتریالیستی غرب و جهان‌بینی توحیدی مورد توجه قرار گرفته و حتی کشورهای دنیا هم با اتکا بر این نقطه مشترک به تشکیل سازمان ملل متحد اقدام کردند. مصداق این ادعا را می‌توان در فصل اول منشور سازمان ملل متحد یافت که در ماده یک این فصل با بیان «حفظ صلح و امنیت بین‌المللی و بدین منظور به عمل آوردن اقدامات دسته‌جمعی موثر برای جلوگیری و برطرف کردن تهدیدات علیه صلح و متوقف کردن هرگونه عمل تجاوز یا دیگر کارهای ناقض صلح» به تبیین مقاصد این سازمان پرداخته است. از این رو مشخص است که حفظ صلح در جهت تحقق دفاع از حقوق بشر و حفظ کرامت انسانی است که در منشور سازمان ملل متحد به عنوان مقاصد و اهداف تشکیل این سازمان آورده شده و همچنین این منشور برای خالی نبودن عریضه از تحقق آرمان حقوق بشر در ماده 110-1 بند 3 اشاره می‌کند: «اين منشور پس از آنكه اسناد تصويب آن را جمهوري چين، فرانسه، اتحاد جماهير شوروي سوسياليستی، دولت بريتانياي كبير، ايرلندشمالي، ايالات متحده آمريكا و اكثريت دیگر كشورهاي امضاكننده تسليم كردند لازم‌الاجرا خواهد شد». طبق این بند از منشور سازمان ملل متحد مشخص می‌شود که سرپیچی از قوانین بین‌المللی مفهومی جز رفتار ضدحقوق بشر ندارد ولی برخی از کشورهای عضو سازمان که داعیه‌دار حقوق بشر هستند با نادیده گرفتن قوانین بین‌المللی، حقوق بشر را به سلاخی کشانده‌اند. آمریکا و انگلیس و برخی دیگر از همپالکی‌های آنها از جمله کشورهایی هستند که با این داعیه در عرصه معادلات بین‌المللی نقش بازی می‌کنند اما خود در انظار عمومی جهان به عنوان ناقضان حقوق بشر شناخته شده‌اند.

 در این راستا می‌توان به زندان گوآنتانامو اشاره کرد. اوج شدت و حدت جنایات صورت گرفته در این زندان به حدی بود که حتی سازمان ملل از سال 2006 خواستار تعطیلی این زندان بوده یا آنکه رئیس‌جمهور سیاه‌نقش آمریکا با شعار تعطیل کردن گوآنتانامو به عرصه رقابت‌های انتخاباتی پاگذاشت. جالب آنکه آلفرد نواک، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور شکنجه، درباره نقض حقوق بشر این زندان گفته است: «هر روزی که گوآنتانامو روی زمین باقی است، به معنی ادامه نقض بیشتر حقوق بشر است».

از سوی دیگر در بند 7 ماده 2 آمده: هيچ‌يك از مقررات مندرج در اين منشور، ملل متحد را مجاز نمي‌دارد در اموري كه ذاتا جزو صلاحيت داخلي هر كشوري است دخالت کند... . این بند از منشور سازمان ملل متحد شاهدی دیگر از موارد نقض حقوق بشر از سوی برخی کشورها را نشان می‌دهد. مداخله دولت‌های آمریکا و انگلیس در امور داخلی کشورها بویژه دخالت غیر‌علنی آنها در امور داخلی جمهوری اسلامی ایران در وقایع پس از انتخابات اخیر و نیز مداخله آشکار دولت‌های استکباری در امور داخلی کشورهای منطقه خاورمیانه و... همگی دلایلی بر نادیده گرفتن این بند از منشور سازمان ملل متحد از سوی مدعیان دروغین قانون، ‌دموکراسی و صلح است. حتی می‌توان به پیام نوروزی باراک اوباما خطاب به مردم ایران اشاره کرد که با دخالتی آشکار در امور داخلی ایران سعی در تحریک کردن جوانان ایرانی داشت یا آنکه می‌توان به حملات هوایی آمریکا به لیبی که نوعی از مداخله در امور این کشور است، اشاره کرد زیرا تحولاتی که در لیبی به منصه ظهور رسیده مبتنی بر مسائلی است که ذاتا جزو صلاحیت داخلی این کشور است. اما در تقابل با سیاست غربی، سیاست اسلامی- ایرانی قرار دارد که شعارهای خود را جامه عمل پوشانده است. همانطور که اشاره شد در زندان گوآنتانانو که زندانیان با بدترین شکنجه‌های روحی و جسمی دست و پنجه نرم می‌کنند و به‌رغم آنکه بر همگان مشهود شده است که در این زندان به سخیف‌ترین وضع زندانیان مورد ضرب و شتم نیروهای گماشته شده از سوی سران آمریکایی قرار می‌گیرند و بسیاری از زندانیان بر اثر این شکنجه‌ها جان خود را از دست می‌دهند اما این واقعیت حتی از سوی باراک اوباما که در دوران انتخابات با اعلام اینکه پیگیر تعطیلی این زندان خواهد شد، نادیده گرفته شده است. این در حالی است که حادثه کهریزک با وجود آنکه در مقابل وقایع اتفاق افتاده در زندان گوآنتانامو بسیار حادثه ناچیزی به شمار می‌آید اما مقام معظم رهبری علاوه بر برخورد قاطع با نیروهای خودسر در بازداشتگاه کهریزک، دستور تعطیلی این زندان را صادر کردند و همچنین خاطیانی که در این مساله نقش داشتند در مقابل ترازوی عدالت محاکمه شدند. از سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران که پرچمدار و منادی عدالتخواهی و استقلال‌طلبی در سطح بین‌المللی است هیچگاه در امور داخلی کشورها دخالت نکرده و همواره در حیات 32 ساله خود حامی مستضعفان و مظلومانی بوده که از سوی امپریالیسم جهانی مورد تهاجم قرار گرفته‌اند. اینگونه موضع‌گیری‌ها در سطح بین‌المللی نشان از این دارد که نظام جمهوری اسلامی شعار حقوق بشر را نه‌تنها در داخل مرزهای خود بلکه در سطح بین‌الملل به معنای واقعی کلمه به نمایش گذاشته است.


مطلب فوق در روزنامه وطن امروز منتشر شده است.


نوشته شده توسط:سید محمد مهدی توسلی| مورخه :چهارشنبه 24 فروردین1390 | 16:39 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: تحلیل سیاسی |

قدرت " جهاد " در جهاد اقتصادی  

در متون اسلامی تاکید شده است هنگامی که هویت سرزمینی و اسلامی مسلمانان مورد هجوم کفار و استعمارگران قرار گیرند جهاد دفاعی بر مسلمانان واجب شود تا آنان با مقابله با مستکبران از آرمان های اسلام و نظام اسلامی دفاع کنند . البته این جهاد دفاعی در نظر پیامبر اعظم (ص) به "جهاد اصغر" تعبیر شده است و آن حضرت از تهذیب نفس با عنوان "جهاد اکبر" یاد کرده اند.

از این رو بود که ملت مسلمان ایران با این رویکرد با جهادی که توامان جهاد اکبر و جهاد اصغر را به همراه داشت پا به میدان مبارزه علیه مستکبران نهادند تا در نبردی 8 ساله این واقعیت را به جهانیان نشان دهند که در همیشه تاریخ "خون بر شمشیر" پیروز بوده است .

در جنگ 8 ساله ایران با رژیم بعث عراق که همواره مورد حمایت همه جانبه مستکبران بود، از مولفه هایی چون همبستگی، احساس ِدر موقعیت جنگ بودن، ایثار و همیاری اجتماعی ، گذشت و تحمل هزینه های جنگ و ... بسیاری پیوندهای مشترک اجتماعی برخوردار بود . در این نبرد نابرابر همین ویژگی های متمایز بود که توانست شعار "نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی" را به واقعیتی برای جهانیان تبدیل کند و پیروزی بزرگی که مبتنی بر نفی وابستگی به بلوک غرب و شرق ، مارکسیسم - کمونیسم و امپریالزیم – لیبرالیزم است را برای همه انسان های آزاده ی جهان به ارمغان بیاورد.

این شکست سنگین دول استکباری در جنگ سرد سبب شد تا ابر قدرت های جهان در مقابل اقتدار جنگ سرد ایران زانو زده و با پنهان شدن در پشت پرده مبارزه با تئوری جنگ نرم ، خود را در تقابل با نظام مقتدر جمهوری اسلامی ایران قرار دهند.

مطمئنا در این جنگ نرم که به اذعان و اقرار خود آنها ،استکبار یکی از حربه های خود را در تحریم و مخصوصا تحریم های اقتصادی و تجاری ( ‌بانکی ،‌مالی ، ترانزیت و صادرات و واردات و...) علیه ایران می بیند این ضرورت پیش می آید تا ملت همیشه در صحنه ایران در ادامه اتحاد ملی و انسجام اسلامی و همت مضاعف و کار مضاعف و مبارزه علیه جنگ نرم دشمن، به تاسی از اموزه های ولایی رهبر معظم انقلاب و در راستای تحقق اهداف چشم انداز بیست ساله نظام و شعار سال 89 ،  این بار با رفتاری جهاد گونه در حوزه اقتصادی به تقویت پایه های نظام اقتصادی کشور کمک کنند.همانطور که در دوران دفاع مقدس شعار "نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی" با  اقدامات جهادگونه ملت مسلمان ایران پیروز شد، باز در این دوران نیز این ایستادگی مردم است که به جهانیان نشان می دهد که این شعار پس از گذشت 32 سال از عمر نظام جمهوری اسلامی ایران کهنه نشده است و مردم ایران همچنان بر مواضع گذشته خود ایستاده اند.

بی شک جهاد ملت ایران و مخصوصا جوانان در دوران جنگ 8 ساله بود که توانست در آن فضای سخت باورنکردنی و بی بدیل ؛ معنای مبارزه با مفهوم عشق و عطوفت تببین شود و اگر این جهاد نبود هرگز جنگ تحمیلی 8 ساله به نفع اسلام و مسلمین به پیروزی نمی رسید از اینرو است که در حوزه اقتصادی ما نیاز به اصول جهادی داریم . بنابراین در فضای مبارزه با تحریم های سخت اقتصادی زمانی در جهت پیروزی گام برداشته می شود  که ملت ایران با اقدامات جهادی در سایه تحمل و از خود گذشتگی رفاهی و کم کردن سطح توقعات رفاهی ، اصلاح الگوی مصرف و صرفه جویی در هزینه ها ، دوری از اسراف و تبذیر و عمل به انگاره های اسلامی در مدل زندگی خود جهادی اقصادی کنند و به جهانیان ثابت کنند که با پایبندی بر آرمان های خود بار دیگر از این گلوگاه های بین المللی عبور خواهند کرد و پایه های استکبار را به لرزه در خواهند آورد .


مطلب فوق در روزنامه وطن امروز منتشر شده است


نوشته شده توسط:سید محمد مهدی توسلی| مورخه :شنبه 20 فروردین1390 | 10:19 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: تحلیل سیاسی |

شکست هژمونی استکبار با رشد اسلامگرایی  

نگاهی به سیر تحولات اجتماعی در جوامع بشری نشان می دهد که وجود دین در اجتماع حدوثا و بقائا دغدغه باطنی و معنوی شهروندان بوده و هست چه آنکه قبل از بی دینی ، " ‌دین " بوده و بعد از بی دینی هم " دین "  هست. سابقه ورود دین در عرصه اجتماع را می توان قبل از رنسانس با ورود مسیحیان کاتولیک در اداره جامعه یافت. رویکرد مسیحیان کاتولیک با توجه به عدم ثبات کافی و تئوری قدرتمند سبب شد تا فضای جامعه دینی در اختیار افکار پروتستانیسم قرار گیرد. افکار مارتین لوتر که پایه گذار مسحیت پروتستان است در حوزه های فرهنگی  ،اقتصادی  و حتی صنعتی گسترش پیدا کرد تا در دوره ای تحت عنوان رنسانس که به عبارتی پیام آور قطع رابطه آسمان و زمین است به تدریج زمینه جدایی دین از سیاست و در نهایت پیدایش مکتب سکولاریزم  فراهم شود .

در اواخر قرن 20 بر خلاف نظریات همه تئوریسین های غربی، جامعه جهانی با یک تئوری دینی برآمده از قرائت های اسلامی مواجه شد که با تجویز دین در تمامی ابعاد زیست بشری ؛ انگاره هایی چون استکبارستیزی ،عدالت خواهی ،ظلم ستیزی و رسیدن به سعادت اخروی طرح جهانی یافت .

از اینرو بود که مثلت اصلی امپریالیزم جهانی (امریکا - انگلیس – اسرائیل) در پی حرکت های اسلام گرایی در منطقه  خاورمیانه و ممانعت از گسترش تحرکات اسلام خواهانه، با صف آرایی در مقابل این نهضت دینی سعی کردند از خیزشی که از اعتقادات مردمی سرچشمه می گرفت جلوگیری کنند .

اما همه تلاش های جریان استکبار در جهت مقابله با این خیزش مردمی نقش بر آب شد و انقلاب اسلامی ایران در زمان نوپایی خود ضربه مهلکی به مستکبران زد. تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام(ره) در سال 58 که امام خمینی(ره) بزرگترین و مهم ترین پیامد این رویداد را شکستن هیمنه آمریکا دانست و نیز فروپاشی گروهک های سلطنت طلب و جریان منافقین که پیاده نظام جریان استکبار بودند، مصادیقی بر این ادعاست . از اینروبود که "سایروس ونس"  وزیر خارجه دولت کارتر آنزمان عنوان کرد:« رفتن ایران از صف کشورهای متحد آمریکا و افتادن این کشور به دست رژیمی که دوست ما نیست، ضربه ای اساسی به منافع سیاسی-امنیتی ما در آسیای جنوب غربی و خاورمیانه به شمار می رود».

اکنون در پی مبارزات انقلاب اسلامی ایران علیه مستکبران در طول سه دهه گذشته و موفقیت و شکوفایی روز افزون آن، کشورهای منطقه نیز با الگوگیری از این روحیه ضد استکباری پا به عرصه مبارزه نهادند و خواستار قطع دست استکبار از کشور خود شدند به طوریکه نوام چامسکی اندیشمند آمریکایی می گوید:«مردم خاورمیانه تنها چيزي كه از كشورهاي غربي مي‌خواهند اين است كه از آنها دور بمانند.»

بنابراین ،غرب ستیزی ، استقلال طلبی و بیداری اسلامی مردم خاورمیانه به الگوگیری از گفتمان انقلاب اسلامی ایران ، نشانه هایی از شکست هژمونی استکبار و در هم شکستن تئوری جهانی شدن را در معرض عموم جهاینان به نمایش گذاشته و پایه های استکبار جهانی را به لرزه انداخته است .


مطلب فوق در روزنامه وطن امروز  منتشر شده است


نوشته شده توسط:سید محمد مهدی توسلی| مورخه :چهارشنبه 25 اسفند1389 | 11:48 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: تحلیل سیاسی |

تحولات منطقه، متأثر از انقلاب اسلامی ایران  

تحولاتی که در منطقه خاورمیانه از تونس آغاز شد زمینه ایی را فراهم نمود تا سران فتنه با تحلیل غلط، شکست دوباره ایی را برای خود رقم بزنند. بر اساس تحلیل سران فتنه، تحولات خاورمیانه متأثر از جنبش به اصطلاح سبز می باشد؛ در حالی که با مقایسه حرکت های انقلابی مردم خاورمیانه و انقلاب اسلامی ایران عیان می شود که جنبش(!) سبز در تحولات منطقه هیچ جایگاهی ندارد.

مردم انقلابی خاورمیانه در اقداماتی اعتراض آمیز به دنبال حذف دیکتاتوری که از سوی کشورهای استکباری بر آنها تحمیل شده بود پا به میدان مبارزه نهادند و برای قطع دست استکبار از کشور خود همچنان مبارزه می کنند. این در حالی است که مردم انقلابی ایران نیز در اعتراض به حاکم دیکتاتور وابسته به استکبار فضای مبارزه را ایجاد نمودند تا عرصه را بر استکبار جهانی تنگ کنند. جیمز روبین معاون پیشین وزارت خارجه آمریکا می گوید:« انقلاب سال 1357 ایران ناشی از احساسات ضد آمریکایی بود».

اما در رخداد بعد از انتخابات ریاست جمهوری جنبش(!) سبز با فراهم کردن زمینه ایی برای دخالت آمریکا و دیگر مستکبران ماهیت شعار "با دوستان مروت، با دشمنان مدارا" را هویدا کردند و مدارا با دشمنان را به مصاحبه با رسانه های بیگانه و دشمن آرمان های انقلاب اسلامی ایران تفسیر کردند؛ و حتی بنا بر اعترافات ابطحی، مجید انصاری دلیل انتشار بیانیه خود را در سایت قلم نیوز، منتشر شدن سریع آن توسط بی بی سی بیان می کند.

و همچنین بر خلاف انقلاب مردمی خاورمیانه و انقلاب اسلامی ایران که لرزه بر پای مستکبران انداخته است و جیمز روبین از انقلاب مصر به عنوان "ترس" یاد می کند، جنبش(!) سبز تا جایی مورد حمایت سران استکبار قرار می گیرد که هیلاری کیلینتون و اوباما از کسانی که در 25 بهمن به خیابان آمدند به طور صریح حمایت می کنند.

از دیگر اقدامات مردم انقلابی خاورمیانه، حرکت به سمت اسلام گرایی است که در تونس با فرار بن علی شاهد استقبال گسترده مردم از راشد الغنوشی رهبر اسلام گرایان تونس بودیم. این استقبال مشابهت بسیار نزدیکی با استقبال مردم ایران از امام خمینی(ره) دارد، زیرا راشد الغنوشی نیز بعد از 20 سال که در تبعید به سر می برد به وطن بازگشت.

و همچنین به برگزاری نمازجمعه با شکوه مردم مصر و تونس می توان اشاره کرد که از دیگر فعالیتهای انقلابیون در جهت اسلام گرایی است.

و این در حالی است که انقلاب اسلامی ایران بر مبنای استکبار ستیزی و اسلام گرایی حرکت خود را آغاز نمود تا جایی که میشل فوکو نظریه پرداز پسامدرنیسم در خصوص ریشه یابی علل وقوع انقلاب اسلامی ایران معتقد است که این انقلاب نمی تواند با انگیزه های اقتصادی و مادی صورت گرفته باشد و زبان، شکل و محتوای مذهبی انقلاب اسلامی ایران امری عارضی، اتفاقی و تصادفی نیست.

اما جنبش(!) سبز در ابتدا با تظاهر به اسلام گرایی در بعد از انتخابات ماهیت خود را آشکار نمودند که می توان به خواندن نماز جمعه مختط آنها و روزه خواری در روز قدس اشاره نمود؛ که کاملا در تقابل با تعالیم اسلامی می باشد.

لذا با مقایسه های انجام گرفته می توان به این نتیجه دست یافت که تحولات منطقه، متأثر از انقلاب اسلامی ایران است و انقلابیون با الگو قرار دادن انقلاب اسلامی ایران تا پیروزی کامل پیش خواهند رفت. ولی سران فتنه با اینچنین تشبیه ها و تحلیل ها هر روز خود را به ممات سیاسی نزدیک تر می کنند.


مطلب فوق در روزنامه وطن امروز منتشر شده است.

مطلب فوق در خبرنامه دانشجویان ایران منتشر شده است.


نوشته شده توسط:سید محمد مهدی توسلی| مورخه :دوشنبه 2 اسفند1389 | 15:16 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: تحلیل سیاسی |

پایان دیکتاتور سالاری و رشد اسلام گرایی  

از بعد از رنسانس(تولد دوباره اروپا)، با توجه به اینکه دانشمندان بسیاری به تئوری پردازی برای ساختار حکومت پرداختند؛ می توان این مفهوم را استنباط نمود که همه دانشمندان به ضرورت  تشکیل حکومت اتفاق نظر دارند و فقط زمانی که به ماهیت حکومت می رسیم، شاهد افتراق نظر دانشمندان خواهیم بود.

تئوری های ارائه شده در رابطه با ماهیت حکومت را می توان به دو دسته مهم تقسیم کرد:

1- دسته اول کسانی هستند که به تعریف جایگاه مردم در حکومت می پردازند که در این دسته تئوری پردازان یا مردم را در سرنوشت سیاسی خود موثر می دانند یا هیچ جایگاهی را برای مردم در حکومت قائل نیستند.

در این دسته، گروهی از نظریه پردازان هیچ جایگاهی برای مردم در حکومت قائل نیستد؛ که می توان از اشخاصی همچون "سولا" و "جولیوس سزار" در روم باستان و یا "پریکلس" در آتن قرن پنجم می توان نام برد که برای خود اختیارات زیادی به عنوان "دیکتاتور" قائل شدند و با در نظر نگرفتن هیچ جایگاهی برای مردم در حکومت، به حکومت هایی با نام "دیکتاتوری" شهرت یافتند.

و یا اینکه می توان از حکومت های توتالیتر نام برد. در این نوع حکومت ها با افزایش اختیارات حاکم دولت و با این دیدگاه که مردم همواره مصلحت واقعی خود را تشخیص نمی دهند؛ هیچ جایگاهی برای مردم در نظر نمی گیرند.

نمونه های اصلی این تفکر حکومت داری را می توان در دوران سلطه نازیسم در آلمان یا فاشیسم در ایتالیا یافت.

این نوع حکومت داری از زمان ظهور آن تا به امروز لحظه به لحظه به سقوط نزدیک تر می شود تا اینکه در عصر حاضر با خیزش مردم خاورمیانه شاهد افول این نوع تفکرات و تئوری ها در عرصه گفتمان سیاسی جهان هستیم.

در تقابل با نگرش حکومت های دیکتاتوری و توتالیتریسم "اسپینوزا" در سالهای 1632-1677 به تئوری پردازی پرداخت و بهترین حکومت را حکومتی معرفی کرد که بر اساس رأی اکثریت مردم استوار باشد و در آن هر کس بتواند آزادانه بیندیشد و سخن بگوید.

تا اینکه بعد از گذشت بیش از دو قرن، این نظریه مورد توجه بسیاری از دانشمندان قرار گرفت تا آنجا که "الکسی دوتوکویل" در کتاب دموکراسی در آمریکا در سال 1835-1840 می نویسد:جهان مدرن، جهان دموکراتیک است و دیگر امکان تأسیس اقتدار مشروع بر مبنای غیر از دموکراسی از میان رفته است.

و همچنین در کشورهای غربی یا غرب گرا در سالهای اخیر شاهد آنیم که رشد این تفکر و تئوری بیش از پیش خواهد بود.

مؤید این کلام نیزمی توان به رفراندوم انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اشاره نمود که حزب دموکراتیک برنده این رقابت است.

البته با توجه به گذشت قرن های متمادی چالش اصلی نظامات مبتنی بر دموکراسی که همان اشکال دُور می باشد فاقد راهکار مانده است و دانشمندان این نظریه با پذیرش این چالش بزرگ به ناقص بودن آن اتفاق نظر دارند.

اشکال دُور به این دلیل بر  نظامات دموکراسی وارد است که در اینگونه نظامات پس از آنکه دولت یا مجلسی با یک سری قوانین بر سر کار می آیند، همین دولت و مجلس تشکیل شده تصویب می کنند که این انتخابات برگزار شده با همین قوانین و مقرارت معتبر است، و بدین صورت اولین انتخابات وجهه و پشتوانه قانونی و معتبر پیدا می کند.

2- دسته دوم کسانی هستند که به تعریف جایگاه دین می پردازند:

در این دسته معادلات سیاسی غرب با بروز مکتبی به نام سکولاریزم مواجه شد که این مکتب با تفکر اومانیسم، خدا محوری را در عرصه اجتماع و سیاست کنار گذاشت. پایه این تفکرات را می توان در اندیشه های مارتین لوتر با ترویج افکار پروتستانیسم یافت. اما در اواخر قرن 20 و اوایل قرن 21 جامعه جهانی شاهد بروز تئوری جدیدی در تقابل کامل با نظریه سکولاریزم قرار گرفت. نظریه ایی که با نداشتن چالش بزرگ نظامات دموکراسی غرب و تقابل با سکولاریزم از زیر غبار تهاجمات اسلام هراسان غرب بیرون آمد.بر خلاف نظریه سکولاریزم این نظریه دین را در تمام شئون اجتماعی و فردی وارد می داند.

نظریه ولایت مطلقه فقیه ابتدا با استقبال روحانیون، دانشگاهیان و آحاد مردم ایران قرار گرفت تا جایی که پس از پیروزی مردم ایران با رهبری خمینی کبیر(ره) و اتکای به قدرت لا یزال الهی در مقابل استعمارگران و ابر قدرت های جهان، کانون توجه همه آزادی خواهان قرار گرفت.

پیروزی انقلاب اسلامی ایران و پیشرفت های پی در پی این نوعِ حکومت، که با توجه به اندیشه توحیدی دین را در عرصه اجتماع و سیاست وارد می کند و هم قائل به حضور اکثریت مردم می باشد، الگوی کشورهای خاورمیانه قرار گرفت تا امروز شاهد خیزش عظیم مردم در مقابل حکومت های دیکتاتوری منطقه باشیم.

این خیزش عظیم نشان دهنده پایان دیکتاتور سالاری و رشد اسلام گرایی در گفتمان معادلات سیاسی جهان است که سبب قطع کامل دست استعمارگرانی همچون آمریکا می باشد که با تجویز حکومت های دیکتاتوری برای ملت ها به دنبال مقاصد شوم و نامشروع خود می باشند.


مطلب فوق در روزنامه کیهان منتشر شده است.

مطلب فوق در سایت خبرنامه دانشجویان ایران منتشر شده است.


نوشته شده توسط:سید محمد مهدی توسلی| مورخه :چهارشنبه 20 بهمن1389 | 12:46 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: تحلیل سیاسی |

در جواب به یک کامنت...  

در این پست به کامنت شخصی که با نام " یک دوست" نظر داده است، جواب خواهم داد.

این دوست نوشته است:

"با سلام

جناب آقای توسلی نمی دانم با چه منطقی حرفهایت را می نویسی اما اینجانب بعنوان یک فرد ناشناس خدمتتان عرض می کنم که بجای اینکه تعصبی به موضوع نگاه کنی با دریافت نگاه کن واینگونه فکر کن که اگر جنابعالی در مصر بودی همین افکار را نسبت به مبارک داشتی و مردم ناراضی و ستمدیده را فتنه گر می نامیدی
و اما حرف آخر اسلام را آنگونه که هست قبول کن نه آنگونه که تا امروز به تو گفته اند ممنونم"

1- این دوست اگر مطلب بنده رو در پست "شبهه دور، در نظام دموکراسی یا ولایت فقیه" به طور کامل می خواند، مشاهده می کرد که در این مقاله نظام دموکراسی با نظام ولایت فقیه به صورت "عقلی" مورد بررسی قرار گرفته است. و در جایی که "عقل" پا به عرصه بگذارد، تعصب جایی نخواهد داشت.

2- وقتی کسی به صورت مقایسه ایی مطلبی را می نویسد، نمایان است که در مورد هر دو طرف مطالعه کرده است و آنچه را که بر اساس "عقل اسلامی" مورد تایید است، انتخاب کرده است. البته شاید دوست عزیزی مایل به انتخاب راه با "عقل اسلامی" نباشد و "عقل دکارتی" که با توجه به افکار ماتریالیستی تئوریزه شده است مورد قبول او باشد. بنده موضع را از این اشخاص جدا می دانم

3- مردم مصر هم از خفقان دیکتاتوری به تنگ آمده اند که به بهانه مسائل اقتصادی پا به میدان مبارزه گذاشته اند. اگر در سیر تحولات و موضع گیری های عموم انقلابیون دقت کنید متوجه خواهد شد که گروه های اسلام گرا میدان را به دست گرفته اند.

4- بعد از گذشت یک سال و اندی از وقایع انتخابات و موضع گیری یکی از سران فتنه برای روز عاشورا عجیب است که جنبش را هنوز اسلام گرا و آن هم اسلام واقعی می نامند.

اسلام واقعی را از زبان میر حسین موسوی دریافت کنم که به آتش زنندگان پرچم امام حسین(ع)، "مردم خداجو" می گوید؟!

5- مشکل این دوستان این است که فکر می کنند اصول اسلام تقلیدی است و چون خودشان تقلید می کنند، می پندارند که ما همه تقلیدی به اسلام روی آورده اند.

6- و در آخر من این دوست عرض می کنم که: اگر  افکار و نوشته های بنده را تعصبی می پندارید، به جای آنکه فقط بنده را متهم به متعصب بودن کنید یک دلیل هم برای ادعای خود می آوردید. نه اینکه فقط یه تعرضی کنید و بی نام و نشان فرار کنید.

نوشته شده توسط:سید محمد مهدی توسلی| مورخه :یکشنبه 10 بهمن1389 | 12:43 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: سیاسی |

شبهه دور، در نظام دموکراسی یا ولایت فقیه  

فتنه ایی که در سال 88 به بهانه تقلب در انتخابات پا به عرصه معادلات سیاسی نهاد و گردانندگان این فتنه با کتمان مواضع سکولاری و ایجاد فضای غبارآلود عرصه را به گونه ایی مدیریت کردند تا بتوانند در این فضای آلوده به مقاصد نامشروع خود دست یابند که با هوشیاری ملت با بصیرت ایران نقشه آنها نقش بر آب شد.

در پی این شکست و ریزش طرفدارانی که از فریبکاری آنها در دام افتاده بودند، گردانندگان این حرکت ایدئولوژی خود را بر پایه مبارزه آشکار با تئوری ولایت فقیه و شخص ولی فقیه بنا نهادند.

پیرو این تغییر ایدئولوژی سایت کلمه که رسانه نزدیک به میر حسین موسوی می باشد مطلبی را تحت عنوان " شورای نگهبانِ قدرت یا شورای نگهبان قانون اساسی؟" منتشر کرد؛ و در این مطلب سعی شده است با مطرح نمودن شبهه دور به تخریب جایگاه ولی فقیه بپردازد، لذا در این یادداشت به بررسی این شبهه می پردازیم:

اشکال دور مربوط به نظام های مبتنی بر دموکراسی، دموکراتیک و تفکر مردم سالاری است، زیرا در اولین انتخاباتی که در هر نظام دموکراسی برگزار می شود و هنوز دولت و مجلسی در کار نیست، برای سن و جنسیت افراد شرکت کننده و یا در مورد شرایط نامزدهای انتخابات و میزان آرایی که برای انتخاب شدن نیاز دارند و مسائل دیگری که مربوط به برگزاری انتخابات است چه مرجعی و بر اساس چه پشتیوانه ایی باید تصمیم بگیرد؟

بر اساس این اشکال، برخی نظریه پردازان و دانشمندان علوم سیاسی گفته اند: چاره ایی نداریم جز اینکه انتخابات اول را بر مبنای یک سری قوانین و مقررات برگزار کنیم و پس از آن که انتخابات را بر اساس این قوانین برگزار کردیم و اولین دولت و مجلس تشکیل شد آنگاه این اولین دولت و مجلس تصویب می کنند که این انتخابات برگزار شده با همین قوانین و مقرارت معتبر است و بدین صورت اولین انتخابات وجهه و پشتوانه قانونی و معتبر پیدا می کند.

با توجه به تئوری دانشمندان علوم سیاسی شاهد رابطه دور در نظامات دموکراسی و دموکراتیک هستیم زیرا همین دولت و مجلس به انتخاباتی که بر اساس آن روی کار آمدند اعتبار و مشروعیت می بخشند.

در حالی که این اشکال بر تمامی نظام های مبتنی بر دموکراسی وارد می شود و هیچ پاسخ منطقی و قانع کننده ایی هم ندارد، نظریه پردازان فلسفه سیاست و اندیشمندان علوم سیاسی این اشکال را پذیرفته اند و می گویند چاره ایی جز این نیست.

و اما پاسخ اول در مورد شبهه دور در رابطه بین مجلس خبرگان با ولی فقیه:

این مشکل در تمامی نظام های مبتنی بر دموکراسی وجود دارد ولی موجب نشده دست از دموکراسی دست بردارند و به فکر نظام هایی از نوع دیگر باشند، پس با فرض اینکه چنین مشکلی نیز در نظام ولایت ولایت فقیه هم وجود دارد نباید موجب شود تا اصل نظام را مخدوش بدانیم و گرنه باید تمامی حکومت ها و نظام های دموکراتیک قبلی، فعلی و آینده جهان را مردود شمرده و نپذیریم.

و پاسخ دوم در این رابطه:

بر اساس شبهه دور ولی فقیه اعتبارش را از مجلس خبرگان کسب می کند در حالی که اعتبار خود خبرگان به امضای ولی فقیه و از طریق تأیید شورای نگهبان است که خود این شورا اعتبارش را از رهبر گرفته است.

بر خلاف شبهه دور اعتبار ولی فقیه از ناحیه خبرگان نیست بلکه ولی فقیه اعتبار و مشروعیت خود را از جانب خدای متعال که به واسطه ائمه معصومین (ع) به ما ابلاغ می شود، کسب می کند و قانون خدای متعال اعتبار ذاتی دارد و دیگر لازم به اعتبار بخشیدن کسی یا مرجعی به فرمان و قانون خداوند نیست و خبرگان در حقیقت رهبر را نصب نمی کنند بلکه نقش آنان "کشف" رهبر منصوب به نصب عام از جانب امام زمان(عج) است. برای روشن شدن این گفتار به مثال زیر دقت نمایید:

وقتی برای انتخاب مرجع تقلید و تعیین اعلم از افراد خبره و متخصصان سئوال می کنیم در واقع در ذیل سئوال خود کسی را به اجتهاد یا اعلمیت نصب نمی کنیم بلکه آن فرد در خارج یا از درجه اجتهاد و اعلمیت برخوردار است یا فاقد معیار های لازم است و تحقیق ما موجب اجتهاد و اعلمیت در شخصی نخواهد شد. پس سئوال از متخصصان فقط برای این منظور است که از طریق شهادت آنان مجتهد اعلم برای ما کشف و معلوم شود.

در اینجا هم خبرگان رهبری، ولی فقیه را به رهبری نصب نمی کنند بلکه فقط شهادت می دهند آن مجتهدی که به حکم امام زمان(عج) حق ولایت دارد و فرمانش مطاع است، این شخص است.

پس در واقعیت اشکال دور فقط بر نظام های دموکراسی وارد است و نظام مبتنی بر ولایت فقیه اساسا از چنین اشکالی مبراست و در اینجا هیچ دوری اتفاق نمی افتد.

سران فتنه و دشمنان نظام بدانند با طرح چنین شبهاتی نمی توانند اذهان مردم را برای رسیدن به مقاصد شیطانی منحرف نمایند زیرا ملت با بصیرت حقیقت اسلام ناب محمدی(ص) را درک کرده اند.


مطلب فوق در سایت خبرنامه دانشجویان ایران منتشر شده است

مطلب فوق در روزنامه کیهان منتشر شده است

مطلب فوق در سایت نور پرتال منتشر شده است

مطلب فوق در سایت پایگاه تخصصی جنگ نرم منتشر شده است


نوشته شده توسط:سید محمد مهدی توسلی| مورخه :پنجشنبه 30 دی1389 | 12:7 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: سیاسی |

نقدی بر صدا و سیما  

در شرایطی که همه مستکبران دست در دست هم به گونه ایی علیه اعتقادات و سیاست های اسلامی ما فعالیت می کنند که انگار فقط آنها همت مضاعف و کار مضاعف را به جای ما جدی گرفتند.

زمانی که فارسی وان هر روز با برنامه هایی متنوع تر و سرگرم کننده تر! عرصه سینما و سریال را در ایران به انحصار خود در آورده است که مسئولین صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران هم زمین بازی را ترک کردند و در کنار زمین صهیونیست ها به نظاره بازی آنها پرداختند.

شبهای طول و دراز زمستان که همدم اکثر خانواده ها، فیلم و سریال شده است متاسفانه صدا و سیما در خوابی همچون خواب زمستانه به سر می برد تا مردم ایران زمین با بهره گیری از برنامه های فارسی وان، voa و ... همدمی از جنس تفکرات ماتریالیستی و سکولاری را میهمان شبهای زمستانی خود کنند.

وقتی با اکران سریال های ارزشی همچون یوسف پیامبر، مختارنامه و... در صدا و سیما و فیلم هایی همچون ملک سلیمان در سینما شاهد استقبال خیل عظیم ایرانیان هستیم؛ نتیجه ایی جز تشنگی ملت عزیز نسبت به فیلم ها و سریال های ارزشی به دست نخواهد آمد.

پس چرا مسئول محترم صدا و سیما با ندیده گرفتن موضع ملت ارزش گرا زمینه را برای فعالیت شبکه ی صهیونیستی فارسی وان که در عرصه کارزا پیش تازی می کند، فراهم نموده است؟

پاسخ کسانی که به دلیل کم کاری ما پا به مسیر انحراف می گذارند را چه کسی باید بدهد؟

جناب آقای ضرغامی

دستورات و رهنمود مقام معظم رهبری که برای همگان سر لوحه می باشد را سر مشق خود قرار داده و آگاه باش که ولی امر همه ما این سال را همت مضاعف و کار مضاعف نام نهاد تا سربازانش راه را بر دشمنان ببندند و نگذارند شبکه هایی همچون فارسی وان دارای فعالیتی مضاعف تر از ما باشند.



نوشته شده توسط:سید محمد مهدی توسلی| مورخه :دوشنبه 27 دی1389 | 18:32 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: سیاسی |

جرمش آن بود که اسرار هویدا می کرد...  

با توجه به اینکه بعد از مدتی ننوشتن باید نوشتارم رو با انتقاد از حکم قاضی دستگاه قضا به رشته تحریر در بیارم بسیار متاسفم.

وقتی داشتم خبر محکومیت فرزند شهید بهرام اشتهاردی رو می خوندم اول فکر کردم این مجازات برای مهدیِ لندن نشین صادر شده ولی وقتی یه کم بیشتر حواسم رو جمع کردم دیدم نه خیر... آقا قاضی لطف کردند و شلاق زدن بر بدن روزنامه نگاری را حلال کردن که در زمان فتنه عمارگونه نقش خودش را ایفا کرد.

من انتقادم رو در غالب چند تا سئوال می خوام از قاضی بپرسم؛ تا شاید قاضی دچار عارضه وجدان درد بشه:

1- آقای قاضی!از نظر هئیت منصفه مطبوعات که رای به تبرئه شدن آقا کاوه داده، خبر نداری؟

2- آقای قاضی! می دونی یکی از اعضای هیئت منصفه مطبوعات استعفا داد؟

این بنده خدا دلیل خاصی برای استعفاش نداشت فقط می خواست نشون بده که وقتی قرار به نظرش توجه نشه، چرا الکی وقت تلف کنه؟!

3- آقای قاضی! نامه اون 220 تشکلی که آقا کاوه برای حمایت از جریانات دانشجویی ولایت مدار منتشر کرد رو خیلی از رسانه ها و مطبوعات دیگه هم منتشر کردند؛ خبر داری؟

خوب البته سر شما هم خیلی شلوغه نمی تونی به اهالی مطبوعات و رسانه مهم یه سری بزنی!!!

4- آقای قاضی! اون 500 صفحه ایی که آقا کاوه برای دفاع از خودش به عنوان مستندات آورده بود و  بدون لحاظ کردن "بند پ" در پرونده اش خالصانه به شما تقدیم کرد رو وقت نکردی بخونی؟

5- آقای قاضی! روز بعد از افشاگری آقای اشتهاردی در دادگاه، خیلی از رسانه و مطبوعات با استناد به حرف های ایشون علیه مهدی جون! موضع گرفتند، پس چرا مدعی العموم وارد نشد و یکی 6 ماه زندانی برای همه عمار ها بنویسه؟

امیدوارم که قاضی موبوطه که مورد خطاب بنده هم هست، جوابهای قابل قبولی برای سئوال ها داشته باشه.

این قسمت آخر رو فقط لاش خورای سیاسی بخونن

لاش خورهای سیاسی هم فکر نکنند که آب گِل آلود شده و می تونن ماهی بگیرند، ما همه انتقاد هایی که می کنیم مثل یه درد و دل می مونه. چون امام(ره) از ما خواسته که بر رفتار مسئولین برای همیشه نظارت داشته باشیم...


نوشته شده توسط:سید محمد مهدی توسلی| مورخه :سه شنبه 14 دی1389 | 18:38 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: تحلیل سیاسی |

دو شاخصه مبارزاتی آیت الله مدرس  

ولادت، تحصیلات و ویژگی شخصیتی

در سال 1287 در سرابه اردستان مردی از تبار زهرا(س) پا به چرخه گردون نهاد تا واژه خوش نامی را بیاراید و نمادی از استعمار ستیزی را در طول تاریخ بشریت به جای بگذارد، و این شخص کسی نبود جز آیت الله سید حسن مدرس(ره) که با اندامی لاغرگونه، لرزه بر اندام فربه استعمارگران انداخت. آیت الله سید حسن مدرس در مدت 13 سال تحصیلات خود را در حوزه علمیه اصفهان به پایان رساند و سپس با مهاجرت به نجف اشرف از جلسات درس آیات عظام سید محمد فشارکی و شریعت اصفهانی بهره برد که در نهایت پس از هفت سال اقامت در نجف و تایید مقام اجتهاد از سوى علماى این شهر در سال 1318(در چهل سالگى ) از راه ناصریه به اهواز و منطقه چهارمحال و بختیارى راهى اصفهان گردید.وی به دلیل دارا بودن ویژگی هایی همچون ساده‌زيستي، صراحت كلام و مبارزه آشتي‌ناپذير با مالكان بزرگ اصفهان که همواره منافع خود را بر همه چيز ترجيح می دهد، در میان مردم اصفهان مشهورگردید.

نقطه شروع فعالیت های سیاسی

آیت الله سید حسن مدرس در جریان جنبش مشروطیت با تأسیس انجمنی مخفی بر ضد مستبدان و همچنین همکاری مخفیانه با مشروطه خواهان بختیاری پا در عرصه فعالیت های سیاسی خود گذاشت. مواضع استکبار ستیزی مشی سیاسی آیت الله مدرس در خصوص استکبار ستیزی در گفتار و مواضع ایشان کاملا مشهود می باشد همچنانی که وی در مذمت شخصی که انگليسي‏ها را خيلي قدرتمند و باهوش و سياست‏مدار می خواند، می گوید: «اشتباه مي‏كني، آنها مردم باهوشي نيستند، شما بي‏هوشيد كه چنين تصوري درباره آنان داريد» مواضع استعمار ستیزی آیت الله سید حسن مدرس که همیشه پرچم دار مبارزه با استعمار بود، در مخالفت با قرارداد ننگین 1919 که براساس آن امور مالی و نظامی دولت ایران در دست مستشاران انگلیسی قرار می گرفت، به پا خواست و با تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی سبب مجلس قرارداد مذکور را رد کند.

  و همچنین آنجا که آیت الله سید حسن مدرس در پیغامی به رضاخان نوشته اند:«من دوست ندارم كه يكي از اين دولت‏ها (دولت‏هاي استعمارگر آن زمان) اظهار تمايل به يكي از رجال بكند. من از هر دولتي كه بخواهد دخالت در امور ما بكند مي‏ترسم و بايد «توازن عدمي» را نسبت به همه مراعات كرد، نه توازن وجودي؛ يعني شما براي خودتان ما هم براي خودمان و لكن از تمايل زيادتر بايد احتياط كرد» مشی استعمار ستیزی این شهید والا مقام مشهود می گردد.

در پایان هم گذری بر مواضع دانشجویان

دانشجویان نیز با الگو قرار دادن مواضع شهیدان بزرگی همچون آیت الله سید حسن مدرس از کسانی که دولت های استعمارگر به آنها اظهار تمایل می کنند برائت می جوید و هشدار می دهد که اگر به راه باطل خود ادامه دهند با تکیه به قدرت لایزال الهی و در رکاب نائب بر حق امام زمان(عج) دنیای زیبایشان را به دنیایی دوزخ گونه تبدیل خواهیم کرد.        

نوشته شده توسط:سید محمد مهدی توسلی| مورخه :چهارشنبه 10 آذر1389 | 0:26 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: سیاسی |

مطالب پيشين

پارادوکس حقوق بشر آمریکایی
قدرت " جهاد " در جهاد اقتصادی
شکست هژمونی استکبار با رشد اسلامگرایی
تحولات منطقه، متأثر از انقلاب اسلامی ایران
پایان دیکتاتور سالاری و رشد اسلام گرایی
در جواب به یک کامنت...
شبهه دور، در نظام دموکراسی یا ولایت فقیه
نقدی بر صدا و سیما
جرمش آن بود که اسرار هویدا می کرد...
دو شاخصه مبارزاتی آیت الله مدرس
ای شهید، راهت ادامه دارد
باز هم هفته دفاع مقدس شروع شد...
پایبندی، ثمره انتخاب آزادانه
منطق! آزادی بیان برای عمل مذبوحانه
مقابله با دشمن و نفی سازشگری، پیام روز قدس

onLoad and onUnload Example